X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
آموزش زبان انگلیسی و کامپیوتر
وقتی چترت خداست بگذار ابر سرنوشت هر چقدر میخواهد ببارد ... 
قالب وبلاگ

http://www.sheitonak.com/upload/e07d88cff78710320b5f50e51364213c.jpg

    

»»       مـژده‌ی آمـدنت قیمـت جـان می‌ارزد             

                                       تاری از موی تو آقـا به جهـان می‌ارزد 

 

میلاد با سعادت منجی عالم بشریت مهدی موعود (عج) بر شما مبارک باد ؛  

سه شاخه گل صلوات برای سلامتی و تعجیل در فرج ولی نعمت  

همه عالم آقا و سرورمان حضرت مهدی (عج)...     


»»    امسال جشنی که به مناسبت نیمه شعبان توی خیابون شریعتی تقاطع چهل وپنج متری برگزار شد خیلی عالی بود با تشکر از مداحان خوب و توانای دزفولی آقایان سراج - پورکیانی و باصداقت و تمام دست اندرکاران برنامه...


»»شعر موعود....(از طرف دکتر جون عزیز)  

نفس صبح بهار...
از سر کوچه ی یک دسته شقایق امروز
می وزد بوی نسیم
می رسد عطر بهار 

***
هم نفس با گنجشک
همره شبنم موسیقی موزون نسیم
از تن کوزه ی مرطوب سحر
از لب سبز دعا
می طراود گل سرخ 

***

توسن تیزتک ذکر سحرگاهی من
می برد همره خویش
تا علفزار وصال
دقتر واژه ی دلتنگی را 

***زائر خسته ی چشمان ترم
بر سر راه امید
سالها منتظر است
سالها چشم به ژرفای افق دوخته ام
باد ، در حوض وضو می گیرد
چشمها غسل زیارت کردند
زیر باران سرشک 

***
همره باد سحر
سفری باید کرد
تا دیار گل سرخ
تا صریح لب شیرین نگار 

***
تشنه ام
تشنه ی کشف و شهود
تشنه ی دیدن لبخند گل سرخ انارم شب و روز 

***
من به همراه نسیم
همسفر با گل سرخ
پا به پای صلوات
جمعه را می جویم 

***
باد از بیشه ی سرسبز دعا می آید
از گلستان مفاتیح و جنان
منتظر باید ماند
فصل روئیدن گل نزدیک است
می وزد از طرف قبله ی سجاده ی من
 نفس صبح بهار
  

***

بوی یک باغ امید
عطر یک جمعه ی سبز
فصل گل نزدیک است
لاله از سینه ی دشت
سبزه از دامن کوه
کبک با قهقهه گفت
منتظر باش
که خورشید طلوع می کند از مغرب عشق 

***
سنبل از چینه ی باغ
اشک های گل حسن
خنده ی شانه به سر
نغمه قمری مست
می سرایند گل نرگس را
*** 

باغ پر می شود از نرگس مست
دشت پر می شود از گندم عشق
باز دل وسوسه ی خوردن گندم دارد
امتحان نزدیک است 

*** 

اقتدا می کنم اینک به پدر
که به یک لحظه و یک جا
همه رضوان را
به دو گندم بفروخت 

*** 

راه من لیک جدا می شود از راه پدر
من ز راه دگری خواهم رفت
از گذرگاه جنون
کوره راهی که از آن
همه ی اهل ملامت رفتند 

*** 

از خیابان حضور
از گذرگاه شهود
تا بیابان فنا
از خم کوچه ی رندان غزل خواهم رفت 

*** 

من تفال به غزل خواهم زد
به کتاب غزل پیر خمین
تا قسم یاد کنم یوسف را
که به مکاره ی بازار جنون
جمعه بازار وصال
بهر خال لب دوست
ناخلف باشم اگر من
همه هستی را
به جوئی نفروشم.

[ چهارشنبه 14 تیر‌ماه سال 1391 ] [ 12:30 ق.ظ ] [ طلوع و Angel ] [ نظرات (5) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 75963

پیچک