X
تبلیغات
نماشا
رایتل
آموزش زبان انگلیسی و کامپیوتر
وقتی چترت خداست بگذار ابر سرنوشت هر چقدر میخواهد ببارد ... 
قالب وبلاگ

با سلام خدمت دوستان عزیز  

 

امروز چون زیاد رو فرم نبودم ساعت 7 صبح که ساعتم صداش  درومد پاشو برو باشگاه سریعا زنگشو خاموش کردم و گرفتم خوابیدم وقتی پا شدم با برخورد شدید مامانم رو به رو شدم که میگفت انگار دنیا به آخر رسیده... چیزی نشده که... حتما خدا خواسته که نتیجه ارشدت این طوری شه شاید امسال قسمتت نباشه قبول شی... شایدم قبول شدی پیش خدا هیچی نیست و از این حرفا آخرشم گفت :  

حالا که نرفتی ورزش باید حتما با تردمیل کار کنی...   

با حرفای مامانم کمی حالم سرجاش اومد و بالاخره رفتم سراغ دستگاه تردمیل... 

وقتی در حال دویدن بودم فکرای خیلی جالبی به سراغم اومد!!! آره انگار تردمیل باهام حرف میزد و درس زندگی بهم میداد !   

http://lifemag.ir/wp-content/uploads/2012/02/2672.jpg

 

کلاس درس تردمیل!  

درس اول: به راحتی تونستم سه کیلومتر بدوم بدون اینکه زیاد خسته بشم! درصورتی که بدون تردمیل شاید نتونم یک کیلومتر مدام بدوم; اینجا بود که  آموختم انسان ها  توی  زندگی نیاز به یک محرک دارند این طوری سریعتر میتونن پیشرفت کنن! 

 

درس دوم: هر چی زمان بیشتر میگذشت خسته تر می شدم و  سرعت تردمیل رو کمتر میکرم 8.. 7.. 6  ولی بعد از مدتی رفع خستگی دوباره سرعتم رو بیشتر میکردم و از دویدنم لذت میبردم! اینجا بود که آموختم انسان گاهی تو زندگی باید  دست نگه داره و از سرعتش کم کنه و دوباره با توان بیشتر شروع به تلاش کردن و رسیدن به خواسته هاش کنه این طوری تحقق اهداف راحت تر و امکان پذیر تر میشه! 

 

درس سوم: وقتی در حین دویدن به تردمیل شیب دادم دیدم توانم رفته رفته داره کم میشه و باید تلاشم و انرژی که صرف میکنم واسه دویدن رو بیشتر کنم ... آره اینجا بود که درس گرفتم زندگی فراز و نشیب هایی داره و همیشه یک سطح صاف و هموار پیش روی انسان نیست و با سختی کشیدن که انسان ساخت میشه

 

بعد نیم ساعت کار روی تردمیل خیلی حالم جا اومد  بعلاوه درس های خیلی خوبی هم  ازش یاد گرفتم که با خودم گفتم بد نیست برای دوستام تو وبلاگم بذارم  

امیدوارم که کلاس درس خوبی بوده باشه!!!   

 

    

 

   

 لحظه های زندگی... 

تو زندگی لحظه هایی هست که احساس می کنی دلت واسه یکی تنگ شدهاونقدر که دلت می خواد اونارو از رویاهات بگیری و واقعا بغلشون کنی.

وقتی که در شادی بسته میشه، یه در دیگه باز میشه ولی اغلب اوقات مااینقدر به در بسته نگاه می کنیم که اون دری رو نمی بینیم که واسمون باز شده!

دنبال ظواهر نرو، اونا می تونند گولت بزنند دنبال ثروت نرو،
چون براحتی از کفت میره دنبال کسی برو که خنده رو رو لبت میشونه.
چون فقط یه لبخند میتونه کاری کنه که یک شب تاریک روشن به نظر برسه.

اونی رو پیدا کن که باعث میشه قلبت لبخند بزنه خوابی رو ببین که آرزوشو داری
اونجایی برو که دلت می خواد بری اونی باش که دلت می خواد باشی

چون تو فقط یه بار زندگی می کنی و فقط یه فرصت واسه انجام تمام کارهایی که دلت می خواد انجام بدی داری.

بذار اونقدر شادی داشته باشی که زندگیتو شیرین کنه  

اونقدر تجربه که قویت کنه      

اونقدر غم که انسان نگهت داره 

و اونقدر امید که شادت کنه. 

شادترین مردم لزوما بهترین چیزا رو ندارن اونا فقط از چیزایی که سر راهشون میاد بهترین استفاده رو می کنن.

روشنترین آینده ها همیشه بر پایه یه گذشته فراموش شده بنا میشه .تو نمیتونی تو زندگی پیشرفت کنی مگه اینکه اجازه بدی خطاها و رنجهای روحی گذشتت از ذهنت بره
 

وقتی به دنیا اومدی، گریه می کردی
و هر کسی که اطرافت بود می خندید
یه جوری زندگی کن که آخرش
تو کسی باشی که میخندی   

و هر کسی که اطرافته گریه کنه... 

    
[ چهارشنبه 10 خرداد‌ماه سال 1391 ] [ 02:17 ب.ظ ] [ طلوع و Angel ] [ نظرات (5) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 75963

پیچک